مجله اینترنتی پریناز ، پورتال خبری و سبک زندگی

مجله ستاره ها: حمله مدیری به «نماد شماره یک هالیوود» جنجالی شد + عکس

2

به گزارش مجله اینترنتی پریناز سرویس چهره ها

حمله مدیری به «نماد شماره یک هالیوود» جنجالی شد


اظهار نظر عجیب مدیری درباره «بوگارت» جنجالی شداختصاصی«تابناک با تو»؛ شاید وقتی نام مسعود فراستی در فهرست نام مهمانان دورهمی قرار گرفت، اغلب مردم با توجه به ماهیت این برنامه تصور کردند شاید بتوان، آن روی دیگر سکه شخصیت مسعود فراستی را فارغ از جنجال‌هایش ببینند. بدون شک دانستن عادت‌های روزمره فراستی و یا شنیدن پاسخ سؤال‌هایی از قبیل «آیا عاشق شدی؟»، «چی شد که عاشق شدی؟» از زبان این چهره دژم و مماشات ناپذیر نقد سینمای ایران، برای مخاطب عام جالب باشد. اما برخلاف همیشه، دورهمی به برنامه‌ای برای نقد سینما، آن هم از دیدگاه مسعود فراستی تبدیل شد، اتفاقی که واکنش برخی کاربران فضای مجازی را برانگیخت و آنان را به اعتراض واداشت.

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «بوگارت» جنجالی شد

مدیری: من از همفری بوگارت متنفرم…راه میره دیالوگ میگه

فارغ از آنچه مسعود فراستی به عادت همیشه درباره سینما گفت و در نوع خود واکنشهای زیادی در پی‌داشت، اما آنچه این برنامه را از سویی دیگر به حاشیه برد، دیدگاه عجیب مهران مدیری درباره یکی از بازیگران سینمای کلاسیک به نام «همفری بوگارت» بود. در اوج گفتگو بین آن دو، مدیری با حالتی از انزجار توأم با بی‌حوصلگی گفت:

«از «کازابلانکا» بدم میاد. من از همفری بوگارت متنفرم. اساساً به نظرم این‌ها یکسری مدل کت شلوار و کلاه و سیگار برگ بودند برای روی مجله. این آدم راه میره دیالوگ میگه جلوی دوربین. اگر بازیگری اینه… نمیدونم»

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «بوگارت» جنجالی شد

البته این دیدگاه تا حدی عجیب بود که مسعود فراستی در مقام دفاع از بوگارت در آمد و گفت:«باید یک لیست از فیلم‌های بوگارت بدهم ببینی بعد دوباره حرف بزنیم. من همفری بوگارت دوست دارم و فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین شمایل سینمای کلاسیکه. «داشتن و نداشتن» هاکس را باید ببینی. کار را همینگوی نوشته و هاکس ساخته. کولاکه!»

اما این تنها واکنش به اظهار نظر مدیری درباره بوگارت نبود و موجی از انتقاد از مدیری و دفاع از بوگارت در فضای مجازی به راه افتاد که در این گزارش به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

نیما حسنی نسب، منتقد آثار سینمایی و مدرس تاریخ سینما با انتشار این استوری به مهران مدیری واکنش نشان داد.

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «بوگارت» جنجالی شد

صاحب یک صفحه سینما در فضای مجازی به نام امیر دل‌ارام نیز با نوشتن این متن به دیدگاه مدیری واکنش نشان داد.  در بخشی از آن آمده است

خوشبختانه آقای مدیری تریبون پرمخاطبی دارد که از طریق آن‌ می تواند به راحتی نظرش را درباره ی فیلم بزرگی چون کازابلانکا و هنرپیشه ای بسیار بزرگتر مانند همفری بوگارت بگوید، ضمن اینکه هرکسی می تواند در بیان‌ علائق هنری اش آزاد باشد. بنده هم بعنوان یکی از عاشقان فیلم‌کازابلانکا و بازی همفری بوگارت و دوبله ی تحسین برانگیز آن نه از صفحه ی تلویزیون بلکه از صفحه ی کوچک خودم این دوسه جمله را می نویسم: جناب مدیری؛ سالهاست دیگر با اجراها و بازی هایتان نمی خندم.حتی لبخند هم‌نمی زنم. شوخی هایتان مدتهاست که نخ نما و تکراری شده است. نمی‌دانم چرا به نگاههای متعجب هاردی به دوربین، زمانی که از دست مزاحمتهای سبکسرانه ی لورل به تنگ می آید از ته دل می خندم‌، اما نگاه شما به دوربین وقتی که از دست سیامک‌انصاری به ستوه می آیید دیگر برایم جذابیتی ندارد..حتی دافعه دارد.. مدام‌تکرار و تکرار و تکرار…

او در ادامه نوشت:

بگذریم..خوشحالم که کازابلانکا را دوست ندارید..چون‌نگران بودم چنین فیلمهای رمانتیک و جاودانه ای را دوست بدارید، اما نتوانید سکانسی مانند آنها را بسازید. خیالم راحت و آسوده است که بوگارت کبیر همچنان در دنیا طرفداران‌خود را دارد و البته شما هم او را دوست ندارید. اگر فرصت کردید به توصیه مسعود فراستی-که اینبار توصیه ی معقولانه ای داشته!-عمل کنید و فیلم داشتن و نداشتن هوارد هاکس را ببینید.شاید از همفری بوگارت خوشتان آمد و روزی حسرت این دوست نداشتن را نخورید…

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «بوگارت» جنجالی شد

علیرضا پورصباغ منتقد سینما در بخشی از متن خود در دفاع از بوگارت او را بازیگری اخلاقگرا توصیف کرد و  نوشت: 

محض اطلاع آقای مدیری او فقط یک بازیگر نبود، سمبل اخلاقی به مراتب انسانی بود.ادعایم کاملا قابل اثبات است. یکی از ویژگی‌های اساسی فیلم کازابلانکایی که دوستش ندارید این بود که فیلم‌نامه “روزنوشت” بود . به‌طوری‌که برادران اپستین فیلم‌نامه را می‌نوشته‌اند و هاوارد کاچ هم دستی به سروشکل آن می‌زد. وقتی‌که فیلم‌برداری شروع‌شده، پایان فیلم‌نامه معلوم نبوده، طوری که اینگرید برگمن مدام از کورتیز می‌پرسیده که بالاخره “من با کدام‌یکی از آن‌ها می‌روم؟”

آن خشمی که از لابلای لبخند بوگارت حس می‌کنید، به شخصیتش ربطی نداشت. بوگارت در آن زمان با همسرش مایو متدت دعوا داشت. مایو، بوگارت را متهم کرده بود که با اینگرید برگمن زیاد خوش‌وبش می‌کند.

در واقع با توجه به شواهد موجود سه روز قبل از پایان فیلمبرداری این پایان برای فیلم طراحی می‌شود که ریک، ویکتور لازلو را با برگه های خروج به فرودگاه می‌کشاند و زمینه دستگیری او را توسط سروان رنو فراهم می‌آورد و ریک از این فرصت استفاده می‌کند و با ایلزا مسیر متفاوتی را می‌رود و به جای آمریکا راهی پرتغال می‌شود تا در صورت آزادی احتمالی و رهایی لازلو نتواند ایلزا را پیدا کند. روزقبل از فیلمبرداری سکانس پایانی کازابلانکا این پایان در اختیار بازیگران قرار گرفت. تا آن زمان به استناد مطالب فراوانی که به فارسی منتشر شده‌اند هیچکدام از بازیگران از سکانس پایانی فیلم مطلع نبودند. بوگارت پس از خواندن سکانس پایانی ساعت ۱۰ شب با تهیه کنندگان و جولیوس و فیلپ اپستین (نویسندگان) تماس می‌گیرد و به آن‌ها می‌گوید حاضر نیست در این پایان بازی کند. فیلمبرداری سه روز به تعویق می‌افتد و جلسه‌ای با حضوربرادران اپستین (نویسندگان)،سایر نویسندگان جک ال وارنر، هال بی. والیس تشکیل می‌شود .

در ابتدای گفت و گو همفری بوگارت با گفتن یک جمله طلایی تغییر را رقم می‌زند. او می‌گوید این پایان نه اخلاقی است نه سیاسی. تله گذاشتن برای ویکتور لازلو رهبر جنبش پایداری چکسلواکی که دشمن نازی‌هاست برای دزدیدن همسرش محبوبیت مرا برای همیشه نابود می‌کند و من پس از این فیلم به سمبلی … تبدیل خواهم شد. کورتیز از این پیشنهاد بوگارت بسیار خوشحال می‌شود و سال‌ها بعد در میزگردی طولانی اپستین از موضع اخلاقی بوگارت حمایت می‌کند و در معترضه‌ای به تصمیم باسازی فیلم در هالیوود ساختار شکن پسا دهه هفتاد می‌گوید: چند سال فیلمنامه کازابلانکا را برداشتند و نام شخصیت ها را تغییر دادند .هر استودیویی در هالیوود آنرا رد کرد! …

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «بوگارت» جنجالی شد

نگاهی به زندگی همفری بوگارت نماد شماره یک هالیوود 

همفری دیفارست بوگارت با نام مستعار بوگی در سال ۱۸۹۹ در نیویورک آمریکا به دنیا آمد . پدرش جراح و مادرش ویراستار یک مجله بود. وی دوران کودکی خود را در نیویورک و در مدرسه ترینیتی سپری کرد. بوگی برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی به آکادمی فیلیپس در آندورا رفت، اما پس از مدتی از آن‌جا اخراج و به ارتش پیوست. بوگارت در طول خدمت هیچ‌گاه در جنگی شرکت نداشت اما بر اثر حمله یک نهنگ دچار جراحت شد و همین امر موجب ایجاد اختلال در راه رفتن و حرف زدن او شد. وی از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲ در کمپانی نمایش یکی از بستگانش (ویلیام برادی) به نام استودیوی فیلم برادی به عنوان مدیر صحنه فعالیت داشت.

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «نماد شماره یک هالیوود» جنجالی شد

بوگارت در سال ۱۹۳۶ با بازی در فیلم جنگل سنگی خود را به عنوان بازیگری دارای استعداد در سینما معرفی کرد و این مقدمه همکاری نسبتاً طولانی مدت و موفقیت‌آمیز او و کمپانی برادران وارنر شد. از آن سال تا ۱۹۴۰ در ۲۸ فیلم ظاهر شد که اکثر آنها گانگستری و تنها ۲ مورد در ژانر وسترن بود. حضور در فیلم‌های شاهین مالت در نقش سام اسپید به کارگردانی جان هوستون و کازابلانکا از مایکل کورتیز از جمله چشمگیرترین نقش آفرینی‌های بوگارت محسوب می‌شود. بوگارت در سال ۱۹۵۱ برای بازی در ملکه آفریقایی برنده جایزه اسکار در سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۵۴ برای فیلم‌های کازابلانکا و شورش کین نامزد کسب این جایزه شد.

بوگارت در اکثر فیلم‌هایش در نقش مردانی خوش‌گذران و خوش‌پوش و در عین حال دلیر و باهوش ظاهر شد و همین امر در جذاب‌تر شدن شخصیت او تأثیرگذار بود. مؤسسه فیلم آمریکا در سال ۱۹۹۹ بوگارت را به عنوان بهترین ستاره مرد تمام دوران برگزید و مجله انترنتنمنت ویکلی هم او را نماد شماره یک هالیوود لقب داده است.

وی ۴ بار ازدواج کرد و حاصل آن ۲ فرزند دختر و پسر بود و همسر چهارمش تا دم مرگ همراه او بود. سرانجام همفری بوگارت در سال ۱۹۵۷ بر اثر بیماری سرطان حنجره درگذشت.

اظهار نظر عجیب مدیری درباره «نماد شماره یک هالیوود» جنجالی شد

برخی از آثار هنری همفری بوگارت:

  • برادوی این گونه است – 1930
  • یک شیطان با زنان – 1930
  • زنان تمام ملل – 1931
  • جنگل اسفالت – 1936
  • بن بست – 1937
  • فرشتگان آلوده صورت – 1938
  • دهه 20 پرجنب و جوش – 1939
  • شاهین مالت – 1941
  • در تمام طول شب – 1943
  • کازابلانکا – 1943
  • داشتن و نداشتن – 1943
  • خواب بزرگ – 1946
  • گذرگاه تاریک – 1947
  • کی لارگو – 1948
  • گنج‌های سیه را مادره – 1948
  • به هر دری بزن – 1949
  • توکیو جو – 1949
  • در مکانی خلوت – 1950
  • شیروکو – 1951
  • سابرینا – 1954
  • کنتس پابرهنه – 1954



منبع خبر

گرد آوری : http://parinaz.net/

Comments are closed.