حرف
حرفِ من، واروژان، شهیار قنبری
و باد خواهد آمد، دیر یا زود، و حرفِ ما را با خود خواهد بُرد.
زان پس، سپیدار به خاک، شاپرک به شمع، ماهِ عاشق به پلنگ، گیاه به نور و ماهی به آب، خواهد گفت: این حرف، حرفِ ما بود، کاش ما آنرا زودتر گفته بودیم.
*
اجرایی کمیاب از ترانهی جاودانهی «حرف» با صدای «گوگوش» را بشنوید:
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

ساعت یک بعد از ظهر بود که به گورستان ظهیرالدوله در خیابان دربند رسیدیم. و بعد از صحبت کردن با پیر زنی که سالیان سال است از ظهیرالدوله نگهبانی میکند، به سمتِ مزار فروغ رفتیم. چند نفر دیگر از عاشقان و دوستداران گلبانوی شعر پارسی هم آمده بودند تا هفتاد و پنجمین سالگرد تولد «فروغ فرخزاد» را گرامی بدارند.
گلهای شببو را روی سنگِ مزارش گذاشتم و گفتم: فروغ عزیزم، تولدت مبارک
ظهیرالدوله – ۸ دیماه ۱۳۸۸
زندگی در جامعهایی شلوغ و عصبی با تعدادی آدم مدرننما که هر نوع رفتار کثیفی را با توجیهی رنگباخته پیوند میزنند، عذابآور است، باید از این جامعه دور شد.
پریناز − ۴ دی ۱۳۸۸
شبانه
اصغر فرهادی در جمع دانشجویان درباره آینده کاریاش گفت: «اتفاقی که در این چند ماه در جامعه و در مردم اطراف ما رخ داده اتفاق ویژه و بزرگی بود. من در این ماهها با تصویری جدید و عمیقتر از پیش از مردم جامعهام مواجه شدم و اکنون این تصویر جدید برای من چنان بزرگ و ستایش برانگیز و قابل تامل است که منصفانه نمیبینم نوشتن درباره این جامعه و این مردم را با تصویر کهنه پیشین ادامه دهم. صحبت درباره این مردم با توجه به اتفاقات چند ماهه اخیر باید با تامل بیشتر و وسواس بیشتر انجام گیرد. به همین دلیل سعی میکنم در کار بعدی به فراخور شناخت جدیدی که از مردم پیدا کردم خودم را با این تصویر جدید همسو کنم.»
فیلم سینمایی «درباره الی…» آخرین ساخته سینمایی اصغر فرهادی در دانشکده مدیریت دانشگاه علامه به نمایش درآمد و پس از آن با حضور کارگردان، پیمان معادی (بازیگر) و نیما حسنی نسب (منتقد سینما) مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
در ادامه این جلسه اصغر فرهادی گفت: «در کنار شناخت ستایش برانگیز از مردم که منجر به شور و شوقی برای خلق یک اثر میشود، اتفاقات و خبرهای تلخی که شاهد آن هستیم و جفایی که میشود غمی را بر دل مینشاند که گاهی انگیزه نوشتن و کار کردن را از نویسنده و فیلمساز میگیرد اما باید هر چه زودتر این غم را کنار زد و اجازه نداد به ناامیدی منجر شود.»
این کارگردان در پاسخ به مطلبی درباره به تعویق افتادن اکران این اثر و برخی کارشکنیهایی که در اکران آن صورت گرفت هم عنوان کرد: «اکران نشدن فیلم یا علت اکران نشدن فیلم را باید از مسوولان آن دوران جویا شد، که البته آنها هیچگاه مستقیم و شفاف در اینباره پاسخ ندادهاند و به روش همیشگی صورت مساله را به مسائلی غیرمرتبط ارتباط دادهاند. این حاصل مدیریتی است که از سر ترس و احتیاط به جای کلاه، سر میآورد. با این همه میتوان گفت عداوتهایی که برای اکران این فیلم صورت گرفت در نهایت به نفع فیلم تمام شد. شاید این فیلم اگر در عید نوروز اکران میشد تماشاگر بیشتری پیدا میکرد و به لحاظ مالی این مساله برای سرمایهگذار بهتر بود اما نکتهیی که برای من مهم و با ارزش است همزمانی اکران فیلم و وقایعی بود که در خیابانها میگذشت. این همزمانی یکی از بهترین خاطرات کارنامه من برای همیشه خواهد بود. مردم بعد از خروج از سینما و تماشای فیلم آرام آرام بحثهای حاصل از فیلم را با بحثهای روز جامعه پیوند میزدند و این برایم تجربهیی شیرین بود.»
منبع: روزنامه اعتماد – ۲۱ آذر ۱۳۸۸
پریناز − ۲۲ آذر ۱۳۸۸
سینما