بعد از چند ماه با بهانههای من و ایدههای تازهایی که هر لحظه به ذهن میرسید و باعث میشد کارهای این پوسته دیرتر تمام شود، سرانجام پوستهی جدید و اختصاصی «پری نوشت» آماده و نصب شد.
طراحی و کدنویسیِ این پوسته حاصلِ زحماتِ مهدی عزیزم هست و از او خیلی سپاسگذارم.
:)
پریناز − ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
وبلاگ
بچههایی که رفتند و آرزوهای خود را جا گذاشتند. بچههایی که شاید مشغول بازی بودند که خانههایشان فرو ریخت. شاید داشتند با مادر و یا پدر خود حرف میزدند، که آوار نفسشان را بُرید. شاید بعضی از آن بچهها روز تولدشان بود، شاید بعضیهاشان اصلاً فرصت نشد که متولد شوند و همراه با مادران خود پَر کشیدند.
از این دو عنوان متنفرم: «ازدواج موقت» و «چند همسری»
و حالم از توجیههاتِ بیمارگونهی آدمنماهایی که این دو عنوان را مثل ِ مدال افتخار به گردنِ خود انداختهاند، بههم میخورد. و مردهایی که وقتی خبری در مورد این نوع بیماریها میشنوند، چشمهای هیزشان برق میزند و ذوقِ ج.ن.س.ی میکنند. خاک بر سرها، حالم از همهتان بههم میخورد، چه آن مردِ هیز و چه آن زنِ احمق.
حرف
حرفِ من، واروژان، شهیار قنبری
و باد خواهد آمد، دیر یا زود، و حرفِ ما را با خود خواهد بُرد.
زان پس، سپیدار به خاک، شاپرک به شمع، ماهِ عاشق به پلنگ، گیاه به نور و ماهی به آب، خواهد گفت: این حرف، حرفِ ما بود، کاش ما آنرا زودتر گفته بودیم.
*
اجرایی کمیاب از ترانهی جاودانهی «حرف» با صدای «گوگوش» را بشنوید:
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

ساعت یک بعد از ظهر بود که به گورستان ظهیرالدوله در خیابان دربند رسیدیم. و بعد از صحبت کردن با پیر زنی که سالیان سال است از ظهیرالدوله نگهبانی میکند، به سمتِ مزار فروغ رفتیم. چند نفر دیگر از عاشقان و دوستداران گلبانوی شعر پارسی هم آمده بودند تا هفتاد و پنجمین سالگرد تولد «فروغ فرخزاد» را گرامی بدارند.
گلهای شببو را روی سنگِ مزارش گذاشتم و گفتم: فروغ عزیزم، تولدت مبارک
ظهیرالدوله – ۸ دیماه ۱۳۸۸