جعبه

من رفتم، تو می‌خواستی بمانی
من گفتم برو، تو نمی‌رفتی
نمی‌رفتی، تو می‌خواستی بمانی
من رفتم، من نبودم
تو بودی، تو در جعبه‌ی ما بودی
تنها بودی، من نبودم
تو رفتی، رفتی
من آمدم، تو در جعبه‌ی ما نبودی
تو آمدی، من می‌خواستم بمانم
تو گفتی برو، من نمی‌رفتم
نمی‌رفتم، من می‌خواستم بمانم
تو رفتی، تو نبودی
من بودم، من در جعبه‌ی ما بودم
تنها بودم، تو نبودی
من رفتم
ما رفتیم
ما در جعبه‌ی ما نبودیم

تکرار

این بیست متر تمام نمی‌شود
این دیوارها، کتاب‌ها، عکس‌ها…تکراریست
این چراغ نمی‌سوزد
نورش تکراریست
امروز، مثل دیروز بود
تکراریست
تکراری
الان ساعت چنده؟ امروز چه روزیه؟ چند ماه از سال گذشته؟
نمیدانم
این تخت ِ خواب تکراریست
خواب دیدم
تکراری بود
من منتظر چی هستم؟
این فکر نیز تکراریست
آینه فقط مرا نشان می‌دهد
تصویر من تکراریست
تلفن زنگ می‌زند
کسی پشت خط است، حرف نمی‌زند
این حرکت هم تکراریست
دست‌های من تکراریست
این خودکاری که در دستم هست نیز تکراریست
این دست خط نیز تکراریست
تکراری

به مناسبت روز تولدم

باز هم

یک پله‌ی دیگر را رد کردم.

و به تو نزدیک‌تر شدم.

ای مهربان‌ترین ِ عالم، سپاس‌گذارم.

گیجی

گیج نباش، تا دروغ‌ها
امید نباشند

گیج نباش، تا تاریخ مصرف گذشته‌ها
نگاهت را
تازه نکنند

گیج نباش، تا بوی تعفن نامردت
گل نباشد

گیج نباش، تا صدای درد آورش
ملودی نباشد

من
گیج نمی‌شوم
گیج ِ گیجی‌هات
نمی شوم

من
گیجی
و
تو را
فوت کردم

داد

همه دارند
داد

میزنند

صدای من در نمیاد

تو به جای من

داد
بزن
داد