حرف
حرفِ من، واروژان، شهیار قنبری
و باد خواهد آمد، دیر یا زود، و حرفِ ما را با خود خواهد بُرد.
زان پس، سپیدار به خاک، شاپرک به شمع، ماهِ عاشق به پلنگ، گیاه به نور و ماهی به آب، خواهد گفت: این حرف، حرفِ ما بود، کاش ما آنرا زودتر گفته بودیم.
*
اجرایی کمیاب از ترانهی جاودانهی «حرف» با صدای «گوگوش» را بشنوید:
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

یکی بود، یکی نبود
به جزء صدا، هیچی نبود
صدا، صدای مخملی
نه یک صدای بدلی
به رنگِ ناب ِ خاطره
دو ماهی و دو پنجره
یه پل به روی رودِ گل
همبازیِ یه قل دو قل
صدا، صدای قدغن
فریادِ جادوییِ زن
نور ِ عزیز ِ شبشکن
هقهق ِ سرزمین ِ من
صحنهی ما، غزلپوش
صدا٬ صدای گوگوش
*
+ متن از بزرگ مردِ ترانه شهیار قنبری
+ عکس از علی مهاجر، شبآواز ردِ پای خاطرهی دبی؛ ۸/آذر/۸۸
آلبوم «مایهی ناز» با آواز سالار عقیلی و نوازندگی پیانوی حریر شریعتزاده، دارای سیزده قطعه صوتی و دو قطعهی تصویری (ای امید دل من کجایی و سبکبار) میباشد و در دو سیدی با طراحی و بستهبندی بسیار عالی از طرف شرکت آوای باربد در پائیز ۱۳۸۸ منتشر شده است. آلبوم «مایهی ناز» بازخوانی ِ بعضی از آثار ِ استادان قدیم موسیقی ایران نظیرِ پرویز یاحقی، منوچهر همایونپور، عبدالحسین برازنده، نصرالله زرینپنجه، روحالله خالقی و امیر جاهد است.
یکی از تصنیفهای مورد علاقهی من در آلبوم «مایهی ناز» تصنیف «ای امید دل من کجایی» است، که آهنگ از پرویز یاحقی و کلام از اسماعیل نواب صفا میباشد.
این تصنیف زیبا و دلنشین را بشنوید:
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
کپی (دزدی) نکنیم. آلبومهای موسیقی را به صورت اصل تهیه کرده و حق ِ صاحبِ اثر را پرداخت کنیم و با اینکار آرشیو موسیقی ِ خود را دیدنی، شنیدنی و ماندگار کنیم.

وبسایت رادیو NPR یک نظر سنجی برای انتخاب بهترین صداهای تاریخ برگزار کرده است و نام ِ استاد محمدرضا شجریان هم در میانِ ۱۲۶ نامزد این نظر سنجی قرار دارد. نتایج این نظرسنجی در ژانویه ۲۰۱۰ اعلام میشود. برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این نظر سنجی به این صفحه بروید.
سوار ِ یک تاکسی ِ پیکان ِ قدیمی شدم. رانندهاش هم یک مرد ِ جوان ِ قدیمی بود. صدای موتور ِ ماشین حسابی به داخل میآمد و همه جای ماشین هم میلرزید، ریتم ِ خوبی داشت، درست مثل ِ موزیکی که از ماشین ِ کناری ِ ما پخش میشد. رانندهی تاکسی گفت: این جَوونها گوش درد نمیگیرند با این آهنگهایی که گوش میکنند؟ اصلاً این سر و صداهایی که گوش میکنند، موسیقی ِ؟ زمان ِ ما برنامه گلها بود، مرضیه بود، که وقتی میشنیدی انگار پرواز کردی و رفتی به یک باغ ِ پُر از گل. به خدا این چیزهایی که این جَوونها گوش میکنند موسیقی نیست.
گفتم: چی بگم والله