فصل ۱۰ . روز . خارجی . ایستگاه پدرثانی . سال ۱۳۵۸
فرشته، زهره، فرخنده و مریم در حال چسباندن تراکت و اعلامیه به دیوارهای شهر هستند… زهره به دیوار، چسب میمالد و فرشته میچسباند… دخترها کاملاً جدی مشغول کار هستند… وقتی فرشته میخواهد یکی از اعلامیهها را بر روی دیوار یک مغازه بچسباند، مورد اعتراض مغازهدار پیر واقع میشود… مرد با خشونت اعلامیه را میکَند و پاره میکند…
مرد: نچسبون… نچسبون…
فرشته: چی…؟
مرد: میگم نچسبون…
فرشته: برای چی نچسبونم…؟
مرد: برای اینکه من میگم…
زهره: برا خودت میگی… بچسبون…
مرد (با اشاره به روسری ِ فرشته): مُد جدیده دیگه، نه…؟! گوگوش از مُد افتاده…؟
فرشته: چه بیربط…
*
«نیمه پنهان» – تهمینه میلانی
انتشارات توفیق آفرین / چاپ یکم / تابستان ۱۳۸۰
حداقل به تجربه آموختهام که اگر کسی در کمال اعتماد به نفس در جهت رسیدن به رویا و جهد و کوششهای خود قدم بگذارد و بتواند آن طور که در رویاهایش میدیده، زندگی کند، در زمانی نه چندان دور و به طور خیلی غیر منتظره موفقیت را در آغوش خواهد کشید.
ثوریو، نقل از کتاب «والدن»
پریناز − ۱۸ شهریور ۱۳۸۸
کتاب
وقتی برای نخستین بار جمعه را شنیدی، کجا بودی؟
قصهی دوماهی قصهی چند سالگی تو بود؟
نیاز را کنار عطر کدام یار تجربه کردی؟
هفتهی خاکستری را کدامین روز ورق زدی؟
چه گونه از
بوی خوب گندم مست شدی؟
حرف،
نفس،
هجرت،
کودکانه،
همیشه غایب،
نفرین نامه،
قدغن،
بیبی آبی و … را در خلوت کدام شب نفس کشیدی؟

من در این کتاب، برای تو خواهم گفت که به هنگام نوشتن جمعه کجا بودم و در کنار نفسهای کدام یار از نیاز نوشتم.
دریا در من
دفتریست از گزینهی ترانهها
به همراه یادها و خاطرههای آن همه سال.
“شهیار قنبری”
…
- یادش به خیر، هیچ وقت طعم خوشحالی روزی که این کتاب را گرفتم فراموش نمیکنم.
ده سال گذشت.
«گل گلدون من» سیمین غانم از آغاز تا امروز
عنوان کتابی است دربارهی سیمین، به همراه گفتگو، مصاحبههای پراکنده، متن ترانهها و آلبوم عکسهای سیمین غانم. این کتاب به کوشش اشرف باقری و نسرین صفوی تهیه شده است و در سال ۱۳۸۳ توسط نشر ثالث منتشر شد.
+ «سیمین غانم» احتمالاً از ۲۴ تا ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸ در تالار وحدت برای بانوان به اجرای کنسرت میپردازد.