جعبه

من رفتم، تو می‌خواستی بمانی
من گفتم برو، تو نمی‌رفتی
نمی‌رفتی، تو می‌خواستی بمانی
من رفتم، من نبودم
تو بودی، تو در جعبه‌ی ما بودی
تنها بودی، من نبودم
تو رفتی، رفتی
من آمدم، تو در جعبه‌ی ما نبودی
تو آمدی، من می‌خواستم بمانم
تو گفتی برو، من نمی‌رفتم
نمی‌رفتم، من می‌خواستم بمانم
تو رفتی، تو نبودی
من بودم، من در جعبه‌ی ما بودم
تن‌ها بودم، تو نبودی
من رفتم
ما رفتیم
ما در جعبه‌ی ما نبودیم

به مناسبت روز تولدم

باز هم

یک پله‌ی دیگر را رد کردم.

و به تو نزدیک‌تر شدم.

ای مهربان‌ترینِ عالم، سپاس‌گذارم.

گیجی

گیج نباش، تا دروغ‌ها
امید نباشند

گیج نباش، تا تاریخ مصرف گذشته‌ها
نگاه‌ات را
تازه نکنند

گیج نباش، تا بوی تعفن نامردت
گل نباشد

گیج نباش، تا صدای درد آورش
ملودی نباشد

من گیج نمی‌شوم
گیجِ گیجی‌هایت
نمی‌شوم

من
گیجی
و
تو را
فوت کردم

داد

آن‌ها داد می‌زنند

صدای من در نمی‌آد

تو به جای من

داد بزن

داد

یخ

نگاه‌ات را یخ می‌کنم، تا دل‌ام خنک شود.