یک مصاحبۀ رادیویی داشتم، که بسیار هم مُوفّقیّت آمیز بود. درباره و در موردِ همه چی هم حرف زدم، یک مصاحبۀ یک نفره و یک طرفه. از گذشته تا الان. راستی تو هم بودی؛ بیرنگ و بد بو و مثلِ همیشه در حالِ مظلومنمایی. وقتی همۀ حرفهایم را زدم و خالی شدم، دکمۀ توقفِ ضبطِ صدای سِلفون را فشار دادم و خوابیدم.
هیچ یاری مثلِ شَهیارِ من نیست*
فیسبوک خوب است، آنقدر خوب که من میتوانم برای «بزرگمردِ ترانۀ نوینِ ایران» پیامی بنویسم و ایشان بخوانند و برایام بنویسند: “مهرت برقرار پریناز جان.”
- حالا، من تا همیشه خوشحالام. -
* عنوانِ مطلب بر اساسِ قسمتی از ترانۀ «کارِ شهیار» از آلبومِ «دوستت دارمها» سرودۀ عالیجناب شهیار قنبری:
هیچ کاری خوشتر از کارِ تو نیست، هیچ یاری مثلِ شهیارِ تو نیست.
* عنوان مطلب بر اساس قسمتی از ترانهی ماهبانو، آلبوم طعم رؤیا: