
عصرِ هشتِ فروردین ۱۳۹۰ به همراه خواهر و دخترِ خواهرم رفتیم به یک سینمای خانهوادهگیِ(!) در نزدیکیِ خانهمان، برای تماشای فیلم «جدایی نادر از سیمین». نگاهی به سَر درِ سینما کردیم، سالن شمارۀ یک «اخراجیها ۳»، سالنِ شمارۀ دو «زنها شگفتانگیزند» (که از اسم و پوستر فیلم میشد حدس زد از این کمدیهای کیلوییِ ضدِ زن است.)، سالنِ شمارۀ سه آخرین شاهکارِ جنابِ آقای اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین» و سالنِ شمارۀ چهار «یکی از ما دو نفر» تهمینه میلانی بود (که من به خاطر یکی از بازیگراناش هیچوقت این فیلم را نهخواهم دید). بلیتِ سالنِ کوچکِ شمارۀ سه را خریدیم و نشستیم تا اینکه پردۀ نقرهای سینما صحنۀ کپی گرفتن از مدارکِ شناسایی سیمین و نادر را نشان داد که یعنی تیتراژِ فیلم شروع شد، عینک هم زدم تا پرده را واضحتر بهبینم. فیلم را دیدم، امّا چه فیلم دیدنی؟ بیشترِ تماشاگرانِ این سینما با انواعِ پُفک و چیپس صدا دار آمده بودند تا به عالیترین و تلخترین صحنههای فیلم بهخندند. واقعاً چهرا میخندیدند؟ شاید با آن سکانسهای دردناک همزات پنداری میکردند یا که این کمدیهای کیلویی بد عادتشان کرده و فکر میکنند باید به هر چیز و اتفاقی خندید.
به علتِ جوّ سالنِ سینما، آنطور که باید از فیلم حظ نهبردم و باید یکبارِ دیگر و در فضایی بهتر، این فیلم را بهبینم. در آخر نکتهای که به نظرم آمد و در اکرانِ این فیلم فراموش شده، ممنوعیتِ تماشای بخشِ پایانیِ فیلم برای بچههای طلاق است! – مخصوصاً بچههای همسن و سالِ ترمه – آن بخشی که ترمه باید از بینِ پدر و مادرش یکی را انتخاب کند، تلخیِ «جدایی» را میشد چشید.
۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۳:۴۲ بعد از ظهر
با سلام این فیلمو هنوز ندیدم ولى آن گونه که تعریف کردید؛فیلم جذاب و قشنگى باید باشه.
۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در ۳:۵۰ بعد از ظهر
سبک نوشتارى و موضوعات خیلى جذابه،به خصوص دقت در پیوسته و گسسته نویسى.
تشکر
۲۰ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۲ بعد از ظهر
خـــیـــلــی ســخــت مــیــگــیــری !
۲۰ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۲ بعد از ظهر
این مشکل خیلى از مردم جامعه ى ماست که یک فیلم درام خانواده گى و اجتماعى رو با یک فیلم کمدى کلیشه اى اشتباه مى گیریم.
۲۱ فروردین ۱۳۹۰ در ۸:۵۶ قبل از ظهر
@ هامون . متاسفانه سینما برای خیلی از مردم ما وقتی است برای بیرون بودن یه چیزهایی مثل قول دادن برای رستوران . مشکل مردم ما این نیست تفکری که حاکم شده تا عده ای خود را خاص بدانند است .
۲۳ فروردین ۱۳۹۰ در ۹:۰۳ قبل از ظهر
خنده برای هم ذات پنداری و خود را خاص دانستن!
مشکل این است.