وقتی که
رفتنات را
گریه میکردم.
تو
نگران بودی
که مرا
فراموش نکنی.
و چه ساده بر آب شد / تمامِ سادگی ها و لبخندها
زیبا بود؛ جزء این چیزی نمی تونم بگم.
نام (لازم)
پست الکترونیک (نمایش داده نمیشود) (لازم)
وب سایت
لطفا نظر خود را فارسی بنویسد.
۲۴ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۶ قبل از ظهر
و چه ساده بر آب شد / تمامِ سادگی ها و لبخندها
۱۱ فروردین ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۲ بعد از ظهر
زیبا بود؛ جزء این چیزی نمی تونم بگم.