باغ فردوس
موزه سینما در باغ فردوس قرار دارد، این باغ در زمان محمّد رضا شاه قاجار ساخته شده است. امّا بخش فعلی عمارت به دستور علی اصغر حکمت وزیر معارف در سال ۱۳۱۶ خورشیدی خریداری و عمارت آن بازسازی شد و از آن به عنوان مدرسه استفاده شد. در سال ۱۳۳۶ خورشیدی باغ فردوس بین وزارت آموزش و پرورش و شهرداری تقسیم شد، در این هنگام بنیاد فرح پهلوی باغ فردوس را از شهرداری خریداری و پیرو تصمیمی که مبنی بر احیاء باغ فردوس برای برگزاری جشنهای فرهنگ و هنر در این مکان گرفته شده بود، مرمت باغ به سازمانِ رادیو و تلویزیون ایران سپرده شد. در این دوران این باغ مرکز فعالیتهای هنری شد و پس از انقلاب اسلامی نیز در سال ۱۳۵۸ زیر پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در آمد و به عنوان مرکز آموزش فیلمسازی از آن استفاده شد و بالاخره در سال ۱۳۸۱ به عنوان موزه سینما مورد بهرهبرداری قرار گرفت. (دفترچه راهنمای موزه سینما)
*
سهشنبه ۳۱ فروردین ۸۹ بلاخره موفق شدم بازدیدی از «موزه سینما» داشته باشم! از همان روزی که این موزه افتتاح شده تصمیم داشتهام که این موزه را ببینم، امّا نمیشد. حتی چند بار از جلویش رد شده بودم. دختر خالهام در میدانِ تجریش منتظرم بود تا با هم برویم، امّا من در ترافیکِ صبحگاهی گیر افتاده بودم، پیامکی فرستادم و گفتم تو بُرو موزه، شاید من دیر برسم! که خیلی هم دیر رسیدم، تقریباً دو ساعت :D
با پرداختِ ۲۰ هزار ریال بلیت ورودی و ۲۵ هزار ریال بابتِ مجوزِ عکاسی وارد موزه شدم. موزه سینما دارای سه تالار و شش اتاق است که هر کدام به بخشی از تاریخ سینمای ایران میپردازد.
*
تالار آبی
اولین چیزی که در این تالار توجهام را جلب کرد یک دستگاه «شهر فرنگ» بازسازی شده بود. پس از دیدنِ عکسهایی از ناصرالدین شاه قاجار، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی، عکسهای اولین بازیگران، اولین پوسترها و آفیشهای سینمای ایران، عکسها و یادگاریهایی از آوانس اوگانیانس، عبدالحسین سپنتا و هر چه که در سینمای ایران اولین بود واردِ «تالار میانی» شدم.
*
تالار میانی
پوسترها و عکسهای فیلمهای دههی چهل و دههی پنجاه خورشیدی مثلِ «تنگسیر» و «قیصر» یا تصویرِ گوگوش در پوسترِ فیلمِ خوبِ «بیتا» بیش از هر چیزِ دیگری توجه مرا به خود جلب کردند. مجسمههای عزتالله انتظامی و علی حاتمی هم در این تالار بود، که بر اثرِ فلاشِ دوربینهای عکاسی آسیب دیده بودند. لباسِ محمّد علی فردین در فیلمِ «بر فراز آسمانها» یا کلاهگیسِ شخصیتِ چهلگیس با بازی کتایون در فیلمِ «حسن کچل» یا حتی کتانیهای پگاه آهنگرانی در فیلمِ «دختری با کفشهای کتانی» از دیگر یادگاریهای خوبِ اینِ تالار بودند. غرفههای اختصاصی سهراب شهید ثالث، ساموئل خاچیکیان، علی حاتمی، عزت الله انتظامی و رخشان بنیاعتماد اطلاعات خوبی به من دادند و من خیلی دوستشان داشتم.
*
تالار جشنوارهها و حضور بینالملل
تالاری که با غرفهی اختصاصی «جعفر پناهی» آغاز میشود. تصویرِ مهربانی از جعفر پناهی در میانِ انبوهِ نشانها، تندیسها و دیگر جوایز جهانی جای گرفته بود، از خرسِ نقرهایی جشنواره فیلمِ برلین تا شیر طلایی جشنواره فیلمِ ونیز.
غرفهی اختصاصیِ عباس کیارسمتی بزرگترین بود، که کتابها، عکسها و جوایزِ بیشمارش را در خود داشت و در آن بین نخلِ طلای جشنواره فیلمِ کن مثلِ کوهِ نوری میدرخشید.
غرفههای اختصاصیِ خانوادهی مخملباف، ابوالفضل جلیلی و ۴۵ تندیس موجود از جوایز تاریخ سینمای ایران از دیگر بخشهای این تالار افتخارآفرین بود.
*
گوگوش
قبلاً خبر داشتم که عکسی از دورانِ کودکی گوگوش در این موزه وجود دارد، تا اینجای موزه به جز پوستری از فیلم «بیتا» تصویرِ دیگری از گوگوش ندیدم! در لحظههای آخرِ بازدید از تالارِ جشنوارهها و جوایز بینالمللی بودم که دخترخالهام که در بازدیدِ موزه جلوتر از من بود تلفن زد و گفت که بُدو از پلهها بیا پائین که عکسِ گوگوش اینجاست! از پلههای چوبی و زیبای موزه پائین میروم؛ دیوارهای این راهپلهها با تصاویری از سالنهای در آتش سوخته و سالنهای جانبهدر بُرده آذینبندی شده. سالنهای سینمایی که هر کدام یک عالم خاطره در دلِ خود دارند.
- در طبقه زیرینِ موزه اتاقهای «دفاع مقدس»، «سالنهای سینما»، «کودک و نوجوان»، «دوبله و موسیقی»، «زیر گذر تاریخ» و اتاقِ «ارامنه» وجود دارد.
در اتاقِ «کودک و نوجوان» دیواری وجود دارد که عکسهای بازیگرانِ کودک و نوجوان سینمای ایران بر روی آن نصب شده و عکسهای دورانِ کودکی گوگوش و لیلا فروهر نیز در پائینترین ردیفِ این دیوار قرار گرفته. گروهی از بازدیدکنندگان آنروزِ موزه سینما توریستهایی از کشورهای اروپایی بودند که مترجمِ همراهشان که آقایی ایرانی بود با اشاره به تصویرِ دورانِ کودکیِ گوگوش، به آنها از آواز، موسیقی و فعالیتهای سینماییِ گوگوش میگفت، از اینکه او ستارهی بیتکرارِ موسیقی و سینمای ایران است و همچنین برای آنها از کنسرتِ باشکوهِ و تاریخی گوگوش در ۲۹ جولای ۲۰۰۰ در ایرکانادا سنتر تورنتو نیز گفت و آدرسِ وبسایتِ گوگوش را داد تا مهمانانِ خارجی عکسها و اطلاعاتِ بیشتری از این هنرمند بهدست آورند. ماجرای گوگوش در این موزه به همینجا ختم نشد و من و دختر خالهام در دفترِ نظر و پشنهادهای موزه سینما، نسبت به بیتفاوتی و بیسلیقهگی که در موردِ بعضی از هنرمندان قدیمی و پیشکسوتِ سینمای ایران مانند گوگوش صورت گرفته بود، اعتراض کردیم و نوشتیم که گوگوش با سابقهایی طولانی و نقشآفرینی در بیش از ۳۰ فیلمِ سینمایی و به عنوان یکی از سوپراستارهای سینمای ایران که فیلمهایش جزو پُر فروشترین آثارِ آن روزگار بوده است، نباید در موزه سینما تصویرش فقط در کنارِ بازیگرانِ کودکِ سینمای ایران باشد! بلکه بایستی غرفهایی اختصاصی برای گوگوش در نظر میگرفتند که میدانم با توجه به فضای حاکم شاید غیر ممکن باشد، امّا حداقل تا وقتی که شرایطِ ایدهآل مهیا شود، عکسِ او را در کنارِ همکارانِ سابقاش قرار بدهند. در هنگامِ خروج این نکتهها را با یکی از راهنمایانِ موزه در میان گذاشتم و ایشان گفتند چهقدر خانم گوگوش طرفدار دارند! تا بهحال خیلیها این موضوع را گفتهاند ولی مشکل این است که خانم گوگوش عکس با حجابی ندارند! که گفتم در فیلمهای «بیتا» و «نازنین» خانمِ گوگوش حجاب داشتهاند، که بعد گفتند پس حتماً تصویری از خانمِ گوگوش بر روی این دیوار نصب خواهیم کرد. دیواری که تصاویر اکثرِ بازیگرانِ تاریخ سینمای ایران بر روی آن نصب شده بود و جای شاه ماهی هنر ایران در بین آنها خالی بود.
*
نادره (حمیده خیرآبادی)
آنروز بر روی همان دیوار دنبالِ عکسِ نادره عزیز بودیم امّا پیدا نکردیم، رفتیم به راهنمای موزه گفتیم عکسِ نادره روی دیوار نیست! گفت عکسِ دورانِ جوانیشان هست و شما نشناختهاید. آمد و عکس را به ما نشان داد، ما کلی از دیدنِ عکسِ نادره ذوق کردیم، امّا خبر نداشتیم که شبِ گذشتهاش از پیشِ ما رفته است. یادش گرامی باد.

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۲:۴۷ بعد از ظهر
سلام
سپاس از این یادداشت بسیار خوب و بجا
گوگوش در هنر ایران یک استثنای بسیار ستودنی است و متاسفانه بخاطر مسائل ناروایی که در جامعه ما روا و عیان و پنهان است قدر و مرتبت او آنچنان که سزای اوست هنوز در سایه گی او نیز ادا نشده است و همیشه غیرایرانی ها گنجینه های ما را بیش از ما قدردانند!
به نظرم این یادداشت زیبا را در وبلاگ شخصی گوگوش نازنین ارائه نمایید.
http://www.googoosh.com/blog
سرفراز و موفق باشید