سال ۱۳۸۸ برای من خیلی سریع به اتمام رسید. جدا از اتفاقات تلخی که در کشورم رُخ داد، امسال تجربههای تازه و نابی داشتم، اتفاقهای خوب بیشتر بود تا بد! یکسِری از موانع عجیب و غریب زندگیام هم بر طرف شد!.
احساس میکنم سالِ پیشرو، سالِ ۱۳۸۹، سالی بهتر برایم خواهد بود.
آخرین جمعه سال هم مثل سال گذشته رفتم تجریش. به نظرم شورِ نوروزی که در تجریش هست هیچکجای تهران نیست. بازار تجریش با دکانهای خوشحال، میوهها و سبزیهای تازه. هر طرف هم نگاه کنی سینهای سفرهی هفتسین، دیگهای سمنو، ماهیهای قرمز و چاقاله بادوم میبینی. تجریش در آستانهی نوروز یک جای تازه است و بوی بهار میدهد.
نوروز مبارک