سال ۱۳۸۸ برای من خیلی سریع به اتمام رسید. جدا از اتفاقات تلخی که در کشورم رُخ داد، امسال تجربههای تازه و نابی داشتم، اتفاقهای خوب بیشتر بود تا بد! یکسِری از موانع عجیب و غریب زندگیام هم بر طرف شد!.
احساس میکنم سالِ پیشرو، سالِ ۱۳۸۹، سالی بهتر برایم خواهد بود.
آخرین جمعه سال هم مثل سال گذشته رفتم تجریش. به نظرم شورِ نوروزی که در تجریش هست هیچکجای تهران نیست. بازار تجریش با دکانهای خوشحال، میوهها و سبزیهای تازه. هر طرف هم نگاه کنی سینهای سفرهی هفتسین، دیگهای سمنو، ماهیهای قرمز و چاقاله بادوم میبینی. تجریش در آستانهی نوروز یک جای تازه است و بوی بهار میدهد.
نوروز مبارک
پریناز − ۲۹ اسفند ۱۳۸۸
شخصی
سرابِ ردِ پای تو
کجای جاده پیدا شد
کجا دستهاتُ گم کردم
که پایانِ من اینجا شد
*
آلبوم «دنیای این روزای من»
صدا: داریوش
ترانهها: روزبه بمانی
آهنگها: علیرضا افکاری
پریناز − ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
موسیقی
همیشه نزدیکهای عید نوروز که میشد منتظر بودیم نوارهای ویاچاس شوهای نوروزی هم برسد و ببینیم هایده، مهستی، ویگن، حمیرا، عارف، مارتیک، لیلا، شهره، فتانه، ستار، شهرامشبپره ، اندی و کوروس و بعدترها بلککتز با پیروز و دیوید، سندی، شهرام کاشانی، منصور، مهرداد آسمانی و … در سالنو برای ما تشنهگان موسیقی، شعر، ترانه و رنگ چه دارند، داریوش و ابی آنچنان اهل شوهای نوروزی نبودند و حضورشان کمرنگ بود، گوگوش هم که در ایران بود. من عمو نوروز و حاجی فیروز را از طریق همین شوهای نوروزی تولید لسآنجلس شناختم با تئاترهای بهمن مفید، مرتضی عقیلی و شهناز تهرانی، و رقصِ ایرانی را هم از جمیله و محمد خردادیان.
نوارهای ویاچاس شوهای نوروزی به صورت قاچاق وارد ایران میشد و صدها هزار نسخه از آنها کپی و پخش میشد، و با بدترین و پائینترین کیفیت تصویر و صدا به دست ما میرسید. عادت داشتیم به نوارهای کپی، دیدن تصاویر بد کیفیت و رنگ و رو رفته با صداهای ضعیف و به اصطلاح هوا دار. ولی ما همان شوها را یک سال تمام بارها تماشا میکردیم تا عید نوروز بعدی از راه برسد. حتی فامیل دستگاههای ویدئوی خود را که لای پارچه پیچانده بودند تا همسایههای آنتن! نبینند، به همراه نوار ویدئو خام میآوردند تا وصل کنیم به دستگاه ویدئوی خودمان و برایشان از این شوهای نوروزی کپی یا به اصطلاح آن روزها ضبط کنیم. یادم هست که یکی از این آقاهایی که فیلم و شو میفروخت و به «علی فیلمی» معروف بود، میگفت: “برای اینکه بتوانیم این نوارهای ویدئو را وارد ایران کنیم، حلقههای نوار را از داخل کاست فیلم در میآوریم و داخل قاب ساعت دیواری یا داخل کیسهی جارو برقی میگذاریم!”
آن روزها سیدی رواج نداشت، دیویدی نبود، اینترنت نبود، شبکهی تورنت، یوتیوب و انواع و اقسام فرمتها هم نبودند، فقط نوارهای بتامکس و ویاچاس با فرمتهای پال و سکام بود و اگر پولدار بودی و امکانات داشتی میتوانستی فیلمهایی با فرمت انتیاسسی هم ببینی! تازه اگر پیدا میکردی!
بعضی وقتها دلم برای محدودیتها و امکانات آنروزها تنگ میشود.
به تواناییهای خود باور داشته باشیم، خود را با ارزش بدانیم، هوشیار و آگاه باشیم تا هیچ وقت جزو «زنان مرد پرست» نباشیم.

نوروز ۱۳۸۹ در راه است و من همان احساسی را دارم که اسفند ۱۳۸۶ داشتم. گوگوش در نوروز ۱۳۸۷ آلبوم «شب سپید» را منتشر کرد و حالا در نوروز ۱۳۸۹ بعد از دو سال آلبوم تازهی خود «حجم سبز» را منتشر میکند. آلبوم «حجم سبز» که ابتدا «عاشقانه» نام داشت، مجموعهایی است از آثار بزرگانی چون اردلان سرفراز، زویا زاکاریان، فرید زولاند، حسن شماعیزاده، بابک امینی، رها اعتمادی و تیگران ساکیان.
آرزو دارم در آلبوم «حجم سبز» آهنگِ منتشر نشدهایی که میگویند از ساختههای زندهیاد واروژان است و توسط مارتیک تنظیم شده و گوگوش آنرا به تازهگی اجراء کرده هم گنجانده شود.
یکم نوروز ۱۳۸۹ گوگوش برای چهارمینبار (پس از سکوت بیست و یک سالهاش) در شهر لندن به روی صحنهی Wembley Arena خواهد رفت و همچنین بعد از کنسرتِ ۸ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر دبی، که خبرها و شایعههای زیاد آن حتی به خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی ایران هم رسید، برای پنجمینبار به همین نزدیکیها میآید تا دل و جانِ عاشقانِ خوششانسِ خود را در سوم نوروز ۱۳۸۹ تازهتر از همیشه کند و ردی از خاطرههای ناب را در سالن شیخ رشید، شهر دبی به جای گذارد.
پریناز − ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
گوگوش