ام‌شب گوگوش در همین نزدیکی‌ها آواز می‌خواند

همین الان، همین الان، گوگوش در همین نزدیکی‌ها آواز می‌خواند، همین الان که من دارم این کلمه‌ها را می‌نویسم. گوگوش در کنارِ خلیج ‌فارس «ماه پیشونی»، «دریایی»، «هجرت» و همه‌ی آن ترانه‌های ناب را می‌خواند. آره، من این‌جا توی اتاقم نشسته‌ام و همین الانِ الان، شب‌آواز هشتم آذر برگزار می‌شود. همین الان گوگوش می‌خواند، صدا و وجودش را حس می‌کنم. وای! فکر کن؟

تو از کدوم قصه‌ایی؟ که خواستن‌ت عادت‌ه، نبودن‌ت فاجعه، بودن‌ت امنیت‌ه…



لطفا نظر خود را فارسی بنویسد.