سر و صداهایی که موسیقی شد

سوارِ یک تاکسیِ پیکانِ قدیمی شدم. راننده‌اش هم یک مردِ جوانِ قدیمی بود. صدای موتورِ ماشین حسابی به داخل می‌آمد و همه جای ماشین هم می‌لرزید، ریتمِ خوبی داشت، درست مثلِ موزیکی که از ماشینِ کناریِ ما پخش می‌شد. راننده‌ی تاکسی گفت: این جَوون‌ها گوش درد نمی‌گیرند با این آهنگ‌هایی که گوش می‌کنند؟ اصلاً این سر و صداهایی که گوش می‌کنند، موسیقیِ؟ زمانِ ما برنامه‌‎ گل‌ها بود، مرضیه بود، که وقتی می‌شنیدی انگار پرواز کردی و رفتی به یک باغِ پُر از گل! به خدا این چیزهایی که این جَوون‌ها گوش می‌کنند موسیقی نیست.

گفتم: چی بگم والله



لطفا نظر خود را فارسی بنویسد.