فروش‌گاهِ دوربینِ عکاسی

من دوربینِ عکاسی‌ام را انتخاب کرده و روی صندلی نشسته بودم تا آقای صندو‌ق‌دارِ فروش‌گاهِ دوربینِ عکاسی، برای پرداختِ پول صدای‌ام کند. مردی هم آمده بود که از کلاه‌کاسکت‌اش می‌شد فهمید موتور سوار است، او دوربین‌اش را با راه‌نمایی خانمِ فروشنده انتخاب کرد، یک دوربینِ اتوماتیک به هم‌راه محفظۀ مخصوصِ عکس‌برداری در زیرِ آب، می‌گفت که این دوربین را به صورتِ شریکی با برادرش خریده و الان هم برادرش در کشورِ سنگاپور منتظرِ دوربین است تا در زیرِ دریا عکاسی کند! کمی دوربین را زیر و رو کرد و خانمِ فروشنده هم که کنارش ایستاده بود توضیحاتی در موردِ دوربین به او می‌داد، وقتی که توضیحات‌اش تمام شد مردِ موتور سوار از او پُرسید: هم‌این؟ تمام شد؟ خانمِ فروشنده گفت: بَــله! هم‌این.

مردِ موتور سوار اخمی کرد و رو به من گفت: “این همه پول دادم باز هم چیز کاملی نگرفتم!” بعد با بی‌میلی دوربین‌اش را در دست گرفت و از در و دیوار فروش‌گاه عکاسی کرد.

صندوق‌دار صدای‌ام کرد، پول را پرداخت کردم و از فروش‌گاه خارج شدم.

اتّفاق

اتّفاق‌های زیادی باعث می‌شوند انسان از زنده‌‌گی و زنده‌ماندن نااُمید شود. لازم نیست آن اتّفاق خیلی بزرگ باشد؛ اتّفاق‌های کوچک هم این توانایی را دارند. نااُمید بودن دردناک است، کسی هم نمی‌تواند کمک‌ات کند، فقط باید یک اتّفاقِ خوب بی‌افتد تا برای مدّتی دیگر تو را زنده‌ نگه‌ دارد. متأسفانه این‌جا از آن اتّفاق‌هایی که تو دوست داری خیلی کم رُخ می‌دهد، چون شرایطِ رُخ دادن‌اش فراهم نیست و هر چه‌قدر تو عاشقِ آن اتّفاق‌هایی باشی که این‌جا کم‌یاب است و حتّی نایاب؛ بیش‌تر فرسوده می‌شوی، بیش‌تر خم می‌شوی و زودتر آب می‌شوی و بُخار می‌شوی.

۱۱-۱۱-۱۱ / دلچسبیده‌ها

می‌دانم شما هم می‌دانید که ام‌روز ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱ است و به عبارتی دیگر ۱۱-۱۱-۱۱، قصد ندارم که بگویم این هم‌آهنگی هر ۱۰۰۰ سال یک‌بار رُخ می‌دهد؛ بل‌که می‌خواهم بگویم ام‌روز آلبومِ تازۀ عالی‌جناب «شهیار قنبری» پس از سال‌ها و با ۱۰ غزل‌ترانۀ تازه منتشر می‌شود، نامِ این مجوعۀ ناب «دلچسبیده‌ها»/«Les Coeurages» است. من علاوه بر این‌که از نوجوانی دوست‌دار، دنبال‌کننده و عاشقِ ترانه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و نمایشی‌ ایشان بوده‌ام؛ به دلایلی دیگر آلبومِ «دلچسبیده‌ها» برای‌ام ارزشی صد چندان دارد که فعلاً نمی‌توانم درباره‌اش صُحبت کنم؛ زیرا که سوپرایز است! پس فعلاً فقط از خبرِ انتشار این آلبوم خوش‌حال باشید.

ضمناً امیدوارم شما هم در حلقۀ یارانِ «دلچسبیده‌ها» قرار داشته و این آلبوم را پیش خرید کرده باشید، در غیر این صورت برای‌تان متأسفم، چون حالا حالاها لینکِ دزدی‌اش را نخواهید یافت، علاوه بر این کلکسیونِ نداشته‌تان ناقص خواهد ماند.

۱۱-۱۱-۱۱ مبارک

شیدای موسیقی‌یِ ایران

“شیدا جاهد” بانوی آوازخوانِ سرزمینِ مردانۀ ما که تا به ام‌روز با هم‌راهی هم‌سَرِ هنرمندش “مسعود جاهد” چهار آلبوم را به صورتِ هم‌خوانی منتشر کرده‌ است (که البته آخرین آلبوم ایشان «خسته‌ام از این کویر» بعد از انتشار ممنوع و جمع‌آوری شد) این‌روزها در بسترِ بیماری‌یِ دردناکی قرار دارد؛ هنرمندی که علاوه بر تحمّلِ سختی‌ها و محدودیّت‌هایی که بر سَرِ راهِ فعالیّت‌های‌اش قرار دارد جزو دو-سه آوازخوانِ زنی است که توانست صدای خود را – هر چند به صورتِ هم‌خوانی با صدای مرد – به شکل رسمی و مجوّزدار منتشر کند و کمی رنگ و عطرِ زن در هوایِ کِدِر، تکراری و خاک‌گرفتۀ بازارِ موسیقی‌یِ مردانۀ ایرانی پخش کند.

با آرزوی سلامتی هر چه زودتر برای شیدای موسیقی‌یِ ایران.

مرتبط:

خبرِ حادثۀ عبورِ تو*

خبر کوتاه بود و باورنکردنی «گوگوش از ایران خارج شد» خبری که هیچ‌کس آن را تأئید یا تکذیب نمی‌کرد، حتّی کامبیز، تا چند ساعت پس از پرواز و رسیدنِ هواپیما به اروپا، از خروجِ مادرش از ایران بی‌خبر بود. در آخر گوگوش به تورنتو رسید و خبر تأئید شد. چند روز دیگر نیز در بی‌خبری گذشت و شایعه‌های زیادی منتشر شد؛ این‌که گوگوش با حجاب روی صحنه خواهد رفت و …؛ تا این‌که یک کنفراس مطبوعاتی در تورنتو برگزار شد و بعد از ۲۱ سال دل‌تنگی؛ دنیا او را دید و شنید. گوگوش گفت، از برنامه‌هایش، نظرش در موردِ موسیقی ایرانی در غربت، از بازی در یک فیلمِ سینمایی «عاشق مترسک» به کارگردانی مسعود کیمیایی – که قرار بود در کوبا فیلم‌برداری شود، حتّی صحنه‌هایی هم در کوبا فیلم‌برداری شد، امّا این فیلم هیچ‌وقت به سرانجام نرسید – گوگوش از آلبومِ تازه‌اش «زرتشت» گفت، که بخشی از آن در تهران ضبط شده بود و از دل‌تنگی‌اش برای زویا زاکاریان.

۲۹ جولای ۲۰۰۰، سالنِ بزرگِ Air Canada Centre تورنتو – کانادا؛ میزبانِ مطرح‌ترین و مهمّ‌ترین خوانندۀ ایرانی بود. بیش از هفده هزار نفر در سالن منتظر بودند تا پس از ۲۱ سال سکوت، آزادی‌یِ حضور، تصویر، صدا و آوازِ گل‌بانوی ترانۀ نوینِ ایران را جشن بگیرند. اورتور ترانۀ “طلاق” نواخته شد و …

“یازده‌اُمین سال‌روزِ هجرت و آزادی‌ات مبارک؛ بانوی هزار هزار ترانه”

-

* عنوان بخشی از ترانۀ «آخرین خبر» سرودۀ عالی‌جناب شَه‌یار قنبری.

* عکس بخشی از روی جلدِ مجلۀ «گزارش فیلم» شمارۀ ۱۵۸ – اوّل مهر ۱۳۷۹ – چاپ تهران (برداشته شده از آرشیو شخصی).