بچههایی که رفتند و آرزوهای خود را جا گذاشتند. بچههایی که شاید مشغول بازی بودند که خانههایشان فرو ریخت. شاید داشتند با مادر و یا پدر خود حرف میزدند، که آوار نفسشان را بُرید. شاید بعضی از آن بچهها روز تولدشان بود، شاید بعضیهاشان اصلاً فرصت نشد که متولد شوند و همراه با مادران خود پَر کشیدند.
۲۸ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۱ ب.ظ
بعضی وقت ها میگم خوش به حال این بچهها که زود از این دنیا رفتن و اسیر این دنیای کثیف نشدن