نوروزهای وی‌اچ‌اسی

همیشه نزدیک‌های عید نوروز که می‌شد منتظر بودیم نوارهای وی‌اچ‌اس شوهای نوروزی هم برسد و ببینیم هایده، مهستی، ویگن، حمیرا، عارف، مارتیک، لیلا، شهره، فتانه، ستار، شهرام‌شب‌پره ، اندی و کوروس  و بعدترها بلک‌کتز با پیروز و دیوید، سندی، شهرام کاشانی، منصور، مهرداد آسمانی و … در سال‌نو برای ما تشنه‌گان موسیقی، شعر، ترانه و رنگ چه دارند، داریوش و ابی آن‌چنان اهل شوهای نوروزی نبودند و حضورشان کم‌رنگ بود، گوگوش هم که در ایران بود. من عمو نوروز و حاجی فیروز را از طریق همین شوهای نوروزی تولید لس‌آنجلس شناختم با تئاترهای بهمن مفید، مرتضی عقیلی و شهناز تهرانی، و رقصِ ایرانی را هم از جمیله و محمد خردادیان.

نوارهای وی‌اچ‌اس شوهای نوروزی به صورت قاچاق وارد ایران می‌شد و صدها هزار نسخه از آن‌ها کپی و پخش می‌شد، و با بدترین و پائین‌ترین کیفیت تصویر و صدا به دست‌ ما می‌رسید. عادت داشتیم به نوارهای کپی، دیدن تصاویر بد کیفیت و رنگ و رو رفته با صداهای ضعیف و به اصطلاح هوا دار. ولی ما همان شوها را یک سال تمام بارها تماشا می‌کردیم تا عید نوروز بعدی از راه برسد. حتی فامیل دستگاه‌های ویدئوی خود را که لای پارچه پیچانده بودند تا همسایه‌های آنتن! نبینند، به همراه نوار ویدئو خام می‌آوردند تا وصل کنیم به دستگاه ویدئوی خودمان و برایشان از این شوهای نوروزی کپی یا به اصطلاح آن روزها ضبط کنیم. یادم هست که یکی از این‌ آقاهایی که فیلم و شو می‌فروخت و به «علی فیلمی» معروف بود، می‌گفت: “برای این‌که بتوانیم این نوارهای ویدئو را وارد ایران کنیم، حلقه‌های نوار را از داخل کاست فیلم در می‌آوریم و داخل قاب ساعت دیواری یا داخل کیسه‌ی جارو برقی می‌گذاریم!”

آن روزها سی‌دی رواج نداشت، دی‌وی‌دی‌ نبود، اینترنت نبود، شبکه‌ی تورنت، یوتیوب و انواع و اقسام فرمت‌ها هم نبودند، فقط نوارهای بتامکس و وی‌اچ‌اس با فرمت‌های پال و سکام بود و اگر پول‌دار بودی و امکانات داشتی ‌می‌توانستی فیلم‌هایی با فرمت ان‌تی‌اس‌سی هم ببینی! تازه اگر پیدا می‌کردی!

بعضی وقت‌ها دلم برای محدودیت‌ها و امکانات آن‌روزها تنگ می‌شود.

زنانِ مرد پرست

به توانایی‌های خود باور داشته باشیم، خود را با ارزش بدانیم، هوش‌یار و آگاه باشیم تا هیچ وقت جزو «زنان مرد پرست» نباشیم.

سال ِ نو، سال ِ گوگوش

نوروز ۱۳۸۹ در راه است و من همان احساسی را دارم که اسفند ۱۳۸۶ داشتم. گوگوش در نوروز ۱۳۸۷ آلبوم «شب سپید» را منتشر کرد و حالا در نوروز ۱۳۸۹ بعد از دو سال آلبوم تازه‌ی خود «حجم سبز» را منتشر می‌کند. آلبوم «حجم سبز» که ابتدا «عاشقانه» نام داشت، مجموعه‌ایی است از آثار بزرگانی چون اردلان سرفراز، زویا زاکاریان، فرید زولاند، حسن شماعی‌زاده، بابک امینی، رها اعتمادی و تیگران ساکیان.

آرزو دارم در آلبوم «حجم سبز» آهنگ منتشر نشده‌ایی که می‌گویند از ساخته‌های زنده‌یاد واروژان می‌باشد و توسط مارتیک تنظیم شده و گوگوش آن‌را به تازه‌گی اجراء کرده است، هم گنجانده شود.

یکم نوروز ۱۳۸۹ گوگوش برای چهارمین‌بار (پس از سکوت بیست و یک ساله‌اش) در شهر لندن به روی صحنه‌ی Wembley Arena خواهد رفت و هم‌چنین بعد از کنسرتِ ۸ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر دبی، که خبرها و شایعه‌های زیاد آن حتی به خبرگزاری‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران هم رسید، برای پنجمین‌بار به همین نزدیکی‌ها می‌‌آید تا دل و جانِ عاشقانِ خوش‌شانسِ خود را در سوم نوروز ۱۳۸۹ تازه‌تر از همیشه کند و ردی از خاطره‌های ناب را در سالن شیخ رشید، شهر دبی به جای ‌گذارد.

اینترنتِ الکی امّا گران قیمت

حدود سه هفته بود که به اینترنت دسترسی نداشتم، و برای من که سه سال مشترک ADSL بودم، یک مقدار این زمان طولانی بود! خصوصاً این‌که این‌روزها اتفاق‌های خوب هنری زیاد می‌افتد و من نگران بودم که  شب ِ عیدی بدون ِ اینترنت بمانم!

حالا چرا سه هفته اینترنت نداشتم؟ به خاطر قیمت‌های بالای شرکتی که مشترک آن بودم ، مثلاً اینترنت ۶۴kbps نامحدود، ماهیانه ۲۰ هزار تومان! ۱۲۸kbps نامحدود، ماهیانه ۳۰ هزار تومان! ۲۵۶kbps نامحدود، ماهیانه ۵۰ هزار تومان! ۵۱۲kbps نامحدود، ماهیانه ۱۲۰ هزار تومان!

سرویس‌های حجمی هم با شرط و شروطی عجیب و غریب،  مثلاً باید ۳۰ هزار تومان ودیعه بگذارید و با پرداخت ماهیانه ۱۸ هزار تومان، اینترنت ۲۵۶kbps + دو گیگا بایت پهنای باند داشته باشید!

من هم تصمیم گرفتم بعد از چهار سال (یک سال Dial-up + سه سال ADSL) که مشترک این شرکت اینترنتی بودم، کاسه و کوزه‌ام را جمع کنم و از شرکتی دیگر با قیمت‌های متعادل‌تر اینترنت بگیرم!

بعد از آماده کردن مدارک لازم، پُر کردن فُرم‌های گوناگون و امضاء تعهدهای مربوط به قانون جرایم رایانه‌ایی! در یک شرکت دیگر با پرداخت ماهیانه ۲۰ هزار تومان، اینترنت ۵۱۲kbps با ۳ گیگا بایت پهنای باند دریافت کردم و هیچ وقت وضعیت اینترنت در ایران را با هیچ کجای دنیا مقایسه نمی‌کنم.

جشنواره‌ فیلم غریبه‌‌ها

جشنواره‌ بیست و هشتم تنها دوره‌ی جشنواره فیلم فجر طی یازده سال گذشته بود که نرفتم و فیلم‌هایش را ندیدم. شماره‌ی ویژه‌ی مجله‌ فیلم به مناسبت جشنواره‌ را نخریدم. اصلاً امسال جشنواره برای من غریبه بود، ستاره‌های امسال هم دیگر ستاره نبودند.